دیروز خیال می کردم ذره ای هستم که لرزان و نا منظم ،
در دایره ی هستی در نوسانم .
و امروز ،درست می دانم که من آن دایره ام و هستی با
تمام ذراتش ،منظم در درون من حرکت می کند .
***
تا ابد، براین ساحل ،میان ماسه و کف قدم می زنم
بر امدن آب، رد پایم را، پاک خواهد کرد .
باد کف را خواهد برد
ولی دریا و ساحل،تا ابد ماندگارند.
***
در بیداریشان می گویند:تو و دنیایی که در آنی،چیزی
نیستیدجز دانه ای شن ،بر ساحل بی انتهای دریایی
بی پایان .
ومن در رویایم پاسخ می دهم که من آن دریای بی پایانم
و تمام دنیا ها ،دانه هایی شن ،افتاده بر ساحل من .
***
وقتی خدا،مرا مثل سنگریزه ای به این دریاچه ی شگفت
انداخت،آرامشم را بر آشفتم و دایره های بی شمار بر
سطح آن پدید آوردم ؛ولی وقتی به عمق آن رسیدم ،
چون خودش آرام گرفتم.