علمی

علمی سرگرمی

 
 

تعبیر خواب
ارسال شده در سه شنبه 31 مرداد 1391برچسب:, - 10:37

 با کلیک بر روی حروف الفبا به تعبیر خواب خود دسترسی پیدا کنید.

الف ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش
ص ض ط ظ ع غ ف ق ك گ ل م ن و ه ی
آ



 


نويسنده nastaranesorkh

 


تصاویر عید فطر
ارسال شده در سه شنبه 31 مرداد 1391برچسب:, - 10:17

 

 


نويسنده nastaranesorkh

 


عجله همیشه کار شیطان نیست
ارسال شده در سه شنبه 31 مرداد 1391برچسب:, - 10:16

سلام.
معروف است که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «الأناة من الله، والعجلة من الشيطان»؛ یعنی «صبر و تأنی از خداست و عجله از شیطان».
بعد از خواندن صحبت استاد قرائتی، سرچ کوچکی کردم که آیا این سخنان، مخالف حدیث نیست؟
نتیجه این بود:
1.حدیث «ترمذي» از «سهل بن سعد» که: "الأناة من الله، والعجلة من الشيطان". سندش ضعيف است.
2. «زين الدين العراقي» از «حاتم الأصم» روایت کرده است که: عجله از شيطان است مگر در پنج مورد که سنت رسول الله صلى الله عليه وآله است: اطعام، کفن و دفن ميت، ازدواج باکره، ادای قرض و توبه از گناه.
3. همچنین قرآن کریم در مواردی عجله کردن را ستایش می کند از جمله: « أُوْلَئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ » «آنان که در کارهای نیک عجله می ورزند و آنانند که در انجام آنها سبقت می‏جویند». مؤمنون 61 ـ «وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُوْلَـئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ» «در کارهای نیک شتاب می کنند و آنان از شایستگانند». آل عمران 114 ـ «فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَات» «پس در کارهای نیک از همدیگر پیشی بگیرید». بقره 148 ـ «وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ» «برای نیل به آمرزشی از پروردگار خود و بهشتی که ...بشتابید». آل عمران 133.
ـــــــــــــ
پیام مهم این سرچ این است که:
همانطور که معصومان(ع) فرمودند: ما درباره احادیث، باید "درایت" داشته باشیم، نه "روایت". یعنی به مجرد شنیدن یک حدیث، آن را قطعی نپنداریم؛ بلکه باید راویان آن، صحت آن، دلالت آن، توافق آن با قرآن کریم و ... را بررسی کنیم.
والله أعلم.
(حسینی عارف)


نويسنده nastaranesorkh

 


بوی ماه مهر می آید
ارسال شده در سه شنبه 31 مرداد 1391برچسب:, - 9:47

بوی مهر می آید
 
اواخر شهریور است
پنجره دلم را می گشایم
باد بوی مهر را آورده است
      بوی تو را
بوی مهر و محبت تورا
    بوی پیراهن تو را
 
عجیب روز تولدت را دوست دارم
    عجیب ماه مهر را دوست دارم
درست مثل سرگردانی تیله های کودکی ام
 
        باد مهر می وزد
              و
نسترنهای باغچه را تکان می دهد
درست مثل وقتی که تو در چشمانم خیره می شوی
         و تمام گلبرگ تن من می لرزد
 
           باد می وزد
و بوی ماه مهر را می آورد
           بوی تولدت را
بوی یگانه ترین عاشق و معشوقم را
 
       باد می وزد
             و
بوی ماه مهر را می آورد
       بوی زنگ مدرسه دلت
و حضور یافتن در کلاس عشق تو
 
       بوی مهر می آید
بوی عریان شدن درختان دلم
و بوی یکدلی تو در برابر من
 
         بوی مهر می آید
           بوی نارنجی
             بوی زرد
               بوی قرمز
 
بوی مهر می آید
بوی آتش عشق تو
و برگ ریزان درخت عشق من
 
بوی کودکی هایمان می آید
        بوی سیب
         بوی انار
               بوی پونه
بر روی شفاف ترین روز ماه مهر
          روز تولدت
               روز پیوند قلب هایمان
 
      بوی مهر می آید
و مژده آمدن معشوق مرا با خود می آورد
        بوی تو را
بوی نامه های تو را که
بر روی برگ های سوخته می نویسی
و به پای پیک باد می بندی
و برای من می فرستی
 
       صدای پای تو می آید
که از کوچه پس کوچه های دلم عبور می کنی
 
          بوی مهر می آید
              بوی عاشقی من و تو
                 و به راستی که
پاییز همان بهاریست که عاشق شده است
 
 
       بوی مهر می آید...


نويسنده nastaranesorkh

 



ارسال شده در سه شنبه 31 مرداد 1391برچسب:, - 9:39

 

http://

فعال

ویرایش حذف
 
  • با شایستگان
  • سوره مبارکه شعراء
  • آیه شریفه 83
  • رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ

  • معنای آیه:

    پروردگارا، به من علم و دانش ببخش و مرا از صالحان قرار ده.

  • پیام آیه:

    علمی ارزش دارد که زمینه ساز پیوستن ما به صالحان « شایستگان» باشد. علم همراه با تقوا و تعهد نور است و رشد انسان را در پی دارد. اما علم بدون تقوا و تعهد ابزاری است خطرناک

دریافت کد تدبر در قرآن

http://

فعال

ویرایش حذف
 


 


نويسنده nastaranesorkh

 


گناهکار
ارسال شده در سه شنبه 31 مرداد 1391برچسب:, - 9:0

خدایا اعتراف می کنم گناهکارم به چندین دلیل که به سمع و  نظر شاهدان اعمال می رسانم  امید اینکه خداوند تبارک و تعالی بر من ببخشند و توفیق چنین گناهانی به دیگران ...

گناهکارم چون نتوانسته ام در جواب توهینی که به همکارم آن هم در حضور ده نفر و تازه از طرف رییسی که سرمشق و الگو هستند دفاع کنم و با سکوت کردن به حساب خودم اوضاع را از آنچه هست بدتر نکنم .وگناه بزرگترم این است که آن همکار عزیز را خاموش نکرده ام تا عالی جنابان اهداف اصلاح طلبانه خویش برسند .

گناهکارم چون در جواب توهینی که به بنده و دانش آموزانم شده است از در معذرت خواهی وارد نشده و با اعتراض خود ... را مجاب کرده ام .

گناهکارم چون چند تکه از امال مدرسه را بر خلاف میل آقا یان به مدرسه جدید برده ام .

 

گناهکارم چون از امثال بنده انتظار بوده است که نفهمیم ولی از آنجا که به ما نگفته اند که نگو تا نگویم  خواسته اند که نفهمم و من نتوانسته ام که نفهمم چون من می فهمم .

گناهکارم چون برایم خیلی سنگین بوده است که معلمان عزیزم را با یک برگه تشویق یک امتیازی بخرم  تا دیگران افتخارات درصد قبولی تقریبا 100 را آز آن خود کنند و دانش آموزان خشک و تر قربانی مطامع شخصی گردند.

ولی در عوض مدیر بسیار عالی که خیلی راحت لقمه جویده شده دیگران را می بلعد از تشویقات روسای محبوب و دوست داشتنی خویش بهره مند شده و بسیار فرد لایقی جلوه کند و سالیان سال سایه اش بر سر فرزندان این دیار مستدام باشد خدایا این گناهان را بر بنده ذلیل و کم زور و بی پارتی ببخش . وخود پارتی ام باش چون در ابتدای قبول این مسئولیت برتو توکل نمودم و حتم دارم توکلم بی جواب نمی ماند هر چند آن مسئولیت (مدیر مدرسه ) پر طمطراق را به جرم گناهان مذکور وبه جرم سخنان دانش آموزان محرومی که در بازدید نمایندگان دولت بیان شده و نیز به گناه نامه ای برای جذب کمک به یک مدرسه مظلوم واقع شده از دست داده باشم .


نويسنده nastaranesorkh

 


آیات مشهور قرآن کریم
ارسال شده در سه شنبه 31 مرداد 1391برچسب:, - 8:59

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا » (ال عمران / 103) و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراكنده نشوید.
2. اطاعت از اولی‌الامر:
« أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ » (نساء59) خدا را اطاعت كنید و پیامبر و اولیای امر خود را (نیز) اطاعت كنید.
3. آیه تطهیر:
« إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً » (احزاب / 33) خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور كند و كاملا‎‎‎‎ٌ شما را پاك سازد.
4. حكومت مستضعفین:
« وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ » (قصص / 5) ما می‌خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.
5. جاءالحق:
« وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً » (اسراء / 81) و بگو:حق آمد، و باطل نابود شد، یقیناٌ باطل نابود شدنی است.
6. و ان یكاد:
« وَ إِنْ یَكادُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَیُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لََمجْنُونٌ » (قلم / 51) نزدیك است كافران هنگامی كه آیات قران را می‌شنوند با چشم زخم خود تو را از بین ببرند، و می‌گویند او دیوانه است.
7. نفس مطمئنه:
« یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعِی إِلی رَبِّكِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی » (فجر / 27تا30) تو ای روح آرام یافته-به سوی پروردگار بازگرد در حالیكه هم تو از خوشنودی و هم او از تو خشنود است- پس در سلك بندگانم در‌آی-و در بهشتم وارد شو.
8. حساب در قیامت:
« فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ » (زلزله / 7و8) پس هر كس هموزن ذره‌ای كار خیر انجام دهد آن را می‌بیند و هر كس هموزن ذره‌ای كار بد كرده آن را می‌بیند.
9. آیه‌الكرسی:
در روایات آمده كه آیه‌الكرسی عظیم‌ترین آیه در كتاب خداست. مردی عرض كرد: یا رسول‌الله! كدام آیه در كتاب خدا عظیم‌تر است فرمود: آیه‌الكرسی. نامیدن این آیه به آیه‌الكرسی از همان صدر اسلام مشهور بوده، حتی در زمان حیات رسول خدا صلی‌الله و حتی در زبان خود آن جناب به این نام بیان می‌شد.
«اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ لا إِكْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقی لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ الَّذِینَ كَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ » (بقره / 255تا257)
هیچ معبودی نیست جز خداوند یگانه زنده، كه قائم به ذات خویش است ، و موجودات دیگر، قائم به او هستند، هیچگاه خواب سبك و سنگینی او را فرا نمی‌گیرد.او لحظه‌ای از تدبیر جهان هستی، غافل نمی‌ماند.آنچه درآسمانها وآنچه درزمین است، ازآن اوست كیست كه در نزد او، جز به فرمان او شفاعت كند؟ (بنابراین، شفاعت كنندگان، برای انها كه شایسته شفاعتند، ازمالكیت مطلقه او نمی‌كاهد) .آنچه را در پیش روی آنها (بندگان) و پشت سرشان می‌داند، (و گذشته و آینده، در پیشگاه علم او، یكسال است.) و كسی از علم او آگاه نمی‌گردد، جز به مقداری كه او بخواهد. (اوست كه به همه چیز آگاه است، و علم و دانش محدود دیگران، پرتوی از علم بی‌پایان و نامحدود اوست.) تخت (حكومت) او، آسمانها وزمین را در بر گرفته است، و نگاهداری آن دو (آسمان و زمین) او را خسته نمی‌كند. بلندی مقام و عظمت، مخصوص اوست. (255)
در قبول دین، اكراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است.بنابراین، كسی كه به طاغوت (بت و شیطان، و هر موجود طغیانگر) كافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیر محكمی چنگ زده است، كه گسستن برای آن نیست.و خداوند، شنوا و داناست. (256)
خداوند، ولی و سرپرست كسانی است كه ایمان آوره‌اند، آنها را از ظلمتها، به سوی نور بیرون می‌برد. (اما) كسانی كه كافرشدند، اولیای آنها طاغوتها هستند، كه آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می‌برند، آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند. (257)
10. آیه الوصیه:
« كُتِبَ عَلَیْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ » (بقره / 180) دستور داده شده كه چون یكی از شما را مرگ فرارسد.
11. آیه وام:
« یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ » (بقره / 282) ای اهل ایمان چون به قرض و نسیه معامله كنید
12. آیه التوجه:
« وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ » (بقره / 115) مشرق و مغرب جود و ملك خداست.
13. آیه روزه:
« یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ » (بقره / 183) ای اهل ایمان به شما هم روزه داشتن فرض كردید.
14. آیه كتمان:
« إِنَّ الَّذِینَ یَكْتُمُونَ ما انزلناهُ ...» (بقره / 159) آن گروه اهل كتاب كه آیاتی ما را كه فرستادیم كتمان نموده.
15. آیه نفی سبیل:
« وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً » (نساء / 141) و خداوند هیچگاه برای كافران نسبت به اهل ایمان راه تسلط باز نخواهد نمود.
16. آیه ولایت:
« إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ » (مائده / 55) ولی امر و یاور شما تنها خدا و رسول خدا است.
17. آیه تصدیق:
« وَ مِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ » (توبه / 61) و بعضی (از منافقان) آنان هستند كه دائم پیغمبر را می‌آزارند.
18. آیه نفر:
« ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا كَافَّهً » (توبه / 122) نباید مؤمنان همگی بیرون رفته.
19. آیه سؤال:
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » (نحل / 43) بروید از اهل ذكر اگر نمی‌دانید سؤال كنید.
20. آیه عزت:
« وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً » (اسراء / 111) او بگو ستایش مخصوص اوست كه هرگز فرزندی ندارد.
21. آیه نور:
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » (نور / 35) خدا نور زمین‌ها و آسمانها است.
22. آیه مودت:
« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی » (شوری / 23) بگو من از شما اجرت رسالت جزء این نخواهم كه مودت و محبت مرا در حق خویشاوندان مظور دارید.
23. آیه نبأ:
« یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ » (حجرات / 6) ای مؤمنان هر گاه فاسقی خبری برای شما آورد.
24. آیه نحوی:
« یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ناجَیْتُمُ الرَّسُولَ ...» (مجادله / 12) ای اهل ایمان هر گاه بخواهید با رسول سخن سری بگوئید.
25. آیه البسمله:
(آیه تسمیه) بسم الله الرحمن الرحیم.
26. آیه قصاص:
« وَ لَكُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ » (بقره / 179) عاقبت حكم قصاص برای حفظ حیات شماست.
 


نويسنده nastaranesorkh

 


شاخصه ضیافت الله
ارسال شده در سه شنبه 31 مرداد 1391برچسب:, - 8:52

شاخصه نزدیک شدن به ضیافت الله


این عنایت و لطف خدا به انسان‌هاست که موجب رشد آن‌ها می‌شود. اصلاً این دعا جدّاً به انسان رشد و معرفت می‌دهد، نگاهش را عوض می‌کند، دیگر طلبکارانه نسبت به دعا برخورد نمی‌کند؛ چون می‌داند اگر توفیق دعا خواندن پیدا کرد، این مِن ناحیه الله است و اذنش را خدا داده. همان‌طور که در دعای افتتاح می‌خوانیم: «اللَّهُمَّ أَذِنْتَ لِی فِی دُعَائِکَ وَ مَسْأَلَتِکَ» تو اجازه دادی. پس طلبکار نمی‌شود، می‌فهمد خدا به تعبیری یک گوشه چشمی به او نشان داده، یک نگاهی به او کرده و اجازه داده است. این را دقّت کنید.


نکته زیبا و عالی که مردان الهی و بزرگی مثل آیت‌الله العظمی بهجت(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن بهجت القلوب تبیین فرمودند، این است که هر چقدر بیشتر توفیق داشتیم در ماه مبارک رمضان شب‌خیزی داشته باشیم، اهل عبادت باشیم و دعاهای وارده‌ایی که حدّاقل در همین مفاتیح هست، بخوانیم - حالا بحث عملش جداست، فقط همین که توفیق خواندنش را داشته باشیم - و یک حال خوشی داشته باشیم، معلوم است به ضیافت حقیقی نزدیک‌تریم «دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیَافَةِ اللَّهِ».


امّا اگر حال نداریم و بناست خواب غلبه کند، معلوم است که به ضیافت نزدیک نشدیم. درست است که فرمودند: «نَوْمُکُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ» امّا این هم حدّی دارد. اصلاً گویی که ماه مبارک رمضان نیامده، اصلاً یادمان رفته که این ماه، ماه برکت است، ماه رحمت است، ماه مغفرت است. فراموش کردیم که این ماه استثنائی است و شهر الله است.


عرض کردیم اولیاء خدا وقتی که دیگر رجب المرجّب می‌شد خاضعانه، خاشعانه و با التماس از ذوالجلال و الاکرام می‌خواستند که خدا! حالا که لطف کردی ما را تا رجب المرجّب زنده نگاه داشتی، یک لطفی کن توفیق درک ماه مبارک رمضان هم پیدا کنیم. آن‌ها این‌طور دعا می‌کردند و عجز و ناله و فغان سر می‌دادند. آن‌وقت ما یادمان می‌رود که در ماه مبارک رمضان وارد شدیم.


الحمدلله که جانمان را پروردگار عالم نگرفت و به ماه مبارک رمضان وارد شدیم که جا دارد نماز شکر بخوانیم. این نمازهایی که در هر شب وارد شده، به نظر می‌رسد همان نمازهای شکر این نعمت است. خدایا! ممنونم به من طول عمر دادی که به این ماه مبارک وارد شوم، این ماهی که هر لحظه‌اش اجابت دعاست. این ماهی که نبیّ مکرّم فرمودند: از شب اوّل ماه مبارک تمام ابواب آسمان باز می‌شود - که آن توضیحاتی که دادیم و گفتیم: اولیای الهی فرمودند: هر بابش هزار باب دارد و ... - و تا شب آخر بسته نمی‌شوند.


این‌ها دلیل بر این است که انسان غافل نباشد، نه این‌که بسنده کند به آن چیزهای کم که تبیین شده و یادش برود در چه ماه پربرکتی قرار گرفته است و تنها به این قلیل‌ها بسنده کند. یادش برود که مؤمن باید زیرک باشد «المؤمن کیّس» و هر چه می‌تواند در این ماهی که دارند همین‌طور می‌ریزند و نزول رحمت فراوان است، جمع‌آوری کند.


عرض کردیم یک ضیافت، عام است و یکی خاص است و یکی خاصّ الخاص است و یکی هم اخّص الخاص است. حالا ما در کدام مهمانی هستیم؟ مهمانی عامیم؟ مهمانی خاصّیم؟ مهمانی خاصّ الخاصّیم؟ شاخصه‌اش چیست؟


یکی از شاخصه‌هایش این است: هر چقدر دعا و قرآن می‌خوانید و توفیق عبادات دارید، همان‌قدر به ضیافت نزدیکید.


ما به میزان علاقه و اشتیاقمان به دعا و قرآن و اعمال خیر نزدیک به آن ضیافت هستیم. وای بر آن کسی که پروردگار عالم لطف و محبّت کرده، بزرگواری کرده، زنده نگاهش داشته و به ماه مبارک رمضان آمده امّا ماه مبارک رمضانش مانند ماه‌های قبل باشد، فقط یک فرق داشته باشد و آن این که این وعده‌های غذایی صبحانه و ناهار و شام او به دو وعده (سحری و افطاری) تبدیل شد، همین، دیگر مابقی‌اش چه شد؟! شب‌خیزی کجاست؟! نیست.


به زحمت انداختن بدن


این حالی که شما دارید و هر شب دارید به مجلس مناجات با خدا می‌آیید، لطف خدا به شماست که باید دو رکعت نماز شکر بخوانید و نباید انسان به خودش غره برود امّا اقلش این است که باید نماز شکر بخواند که پروردگار عالم این توفیق را داده و این محبت را کرده که من را بیدار نگاه داشته و هر شب در مجلس دعا آورده است. همه کس این توفیق را ندارند ولو به دلایلی که یکی می‌گوید: شغل من چنین است و چنان است. امّا خیلی از شما هم کار دارید امّا تنظیم کردید که یک ماه این شب خیزی را داشته باشید. آن شب خیزی که اولیاء همیشه دارند، حداقل ما هم در این ماه داشته باشیم.


اولیاء خدا یک ساعت می‌خوابیدند، بعد از یک ساعت برای نماز شب بلند می‌شدند - البته این مال یک عدّه خاص است و امثال بنده نمی‌توانند، شاید شما توفیقش را پیدا کنید – مجدّد می‌خوابیدند، هنوز این بدن تازه دارد استراحت می‌کند، بلند می‌شدند، وضو می‌گرفتند و نماز می‌خواندند و عبادت می‌کردند. مجدّداً می‌خوابیدند، هنوز خواب بر آن‌ها فائق نیامده، بلند می‌شدند. یعنی به خواب اجازه نمی‌دادند بر آن‌ها غلبه کند.


مثل آن چیزی که شهید عظیم‌الشّأن و بزرگوار، شهید چمران(اعلی اللّه مقامه الشّریف) در همان روز آخر، خودش به بدنش می‌گوید: می‌دانم عمری است تو را به زحمت انداختم، عمری است تو را همه جا کشاندم امّا به گناه نکشاندم می‌دانم خسته‌ای، شب‌ها بیداری کشیدی و روزها از تو کار کشیدم امّا این ساعات آخر را هم تحمّلم کن - وقتی انسان ولیّ خدا بشود، می‌داند ساعات دیگری در این دنیا بیش نیست - تا ساعات دیگر می‌توانی بخوابی و استراحت کنی. اولیاء خدا، خصّیصین و بندگان خدا این هستند، می‌فهمند.


ولایت پذیری، شاخصه توفیق یافتگان به دعا


این‌ها لطف خداست، او مرحمت می‌کند «وَ بِدُعَائِکَ تَوَسُّلِی مِنْ غَیْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِکَ مِنِّی» بله من مستحق این نیستم که تو سخن من را بشنوی ولی می‌دانید چرا سخن من را می‌شنوی؟ برای این که خودت هم اجازه دادی و اذن دادی؛ چون «وَ بِدُعَائِکَ» است، همان که بیان فرمود «أَذِنْتَ لِی فِی دُعَائِکَ» تو اجازه دادی پس برای همین تو شنونده خوبی هم هستی. پس چطور بعضی‌ها نمی‌توانند؟ معلوم می‌شود که نفهمیدند دعا لطف و کرم خداست. اصلاً همین خواندن دعا، خودش اجابت است که عرض کردیم این لطف خداست و به هر کسی نمی‌دهد.


همان‌طور که عرض کردیم دعای کمیل، دعا حضرت خضر نبی(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) است. او هم معلم الانبیاء است و برای ما مسجّل شده که این دعا را انبیاء عظام و انبیاء دیگر به مناسبت درجاتشان می‌خواندند. پس این دعا را پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) ما هم می‌خواندند ولی به امّت نگفتند امّا مولی‌الموالی(علیه الصّلوة و السّلام) به کمیل‌بن‌زیاد نخعی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) گفت. پس معلوم می‌شود دعا یک نکته بسیار مهمّی است و همه توفیقش را ندارند، باید ولایت حضرات معصومین(علیهم صلوات المصلّین) را داشته باشی.


یک شاخصه دیگر هم به شما عرض کنم که این را هم اولیاء خدا بیان فرمودند. کنز خفیّ الهی، آیت‌الله مولوی قندهاری(اعلی اللّه مقامه الشّریف) وقتی آن زیارت‌نامه مخصوص «ائمّه سرّ من رأی» و دعای امام زمان(روحی له الفداء) و حضرت نرجس خاتون(علیها الصّلوة و السّلام) را می‌خواندند، مطالبی را تبیین می‌فرمودند. ایشان می‌فرمودند: این لطف خداست که وقتی انسان دعا می‌خواند، معلوم می‌شود پروردگار عالم او را انتخاب کرده و إلّا همه توفیق خواندن دعا را ندارند.


مشاهده نور ادعیّه


چه کسانی توفیق دارند دعای کمیل را هر شب جمعه بخوانند؟ این کرم خداست، اصلاً خود این دعا خواندن نشانه حبّ خدا به بنده است، چون اذن داده است. هر که بیشتر موفّق بود؛ یعنی عنایت پروردگار عالم و نگاه ذوالجلال و الاکرام به او بیشتر است، خدا او را می‌خواهد، می‌گوید: بنده من! بگو، بخوان، می‌خواهم صدایت را بشنوم. از بنده‌اش خوشش می‌آید و مدام او را به دعا مشغول می‌کند.


گرچه قرآن هم تلاوت باید کنیم امّا آن چیزی که حسب فرمایشات اولیاء و خصّیصین به نظر می‌رسد پروردگار عالم دوست دارد، دعای بنده است. ما استحقاق نداریم خدا بشنود امّا معلوم می‌شود خودش می‌خواهد می‌گوید: بگو، عیبی ندارد، من می‌شنوم. همه‌اش هم به واسطه این است که کریم است.


هرچقدر به دعا علاقه‌مند بودید، هر چقدر به شب‌خیزی علاقه‌مند بودید - که «عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً» بارها گفتیم محمود یک بار است که آن هم در دل شب تبیین شده - هر چقدر ولایی بودید و ولایت حضرات معصومین(علیهم صلوات المصلّین) را پذیرفتید، اذن دعاهایی را به شما می‌دهند که مثل شریف دعای کمیل آن فرازهای عالی را دارد یا مثل این دعای ابوحمزه که دریای معارف است یا مثل زیارت جامعه کبیره که غوغاست و درر و گهری است که ما نمی‌فهمیم.


یک موقعی یکی از اولیاء خدا برای این که ما همیشه به خواندن زیارت جامعه ترغیب شویم، آخر عمر شریفشان فرمودند: حدود پنجاه سال داشتم که موقع جان کندن خودم را دیدم، جانم کنده شده و رفتم و پرواز کردم. دیدم آنچه که اطراف من دارد می آید، نورهایی است که آن نورها مثل قاصدک پرواز می‌کند و اطراف من می‌آید. بعد دیدم هر کدام از این‌ها، فرازهایی از این زیارت جامعه کبیره هست. بعد دیدم یک کسی کنار من هست و آن ابالعرفا آیت‌الله العظمی ادیب(اعلی اللّه مقامه الشّریف) است که فقط یک لحظه صورت نورانی ایشان را دیدم. آن نورها برای ایشان بیشتر بود، اصلاً ایشان را احاطه کرده بود. بعد در همان جا تعجّب بکردم که چرا برای من کم است و برای ایشان این‌قدر زیاد است. خود آقا در همان حال خندیدند و به من فرمودند: بیشتر بخوان، بیشتر بخوان. از خواب بیدار شدم، فهمیدم این‌ها لطف و عنایت خداست، این‌ها نور است و ما به این نورها نیاز داریم.


هر چقدر مشغول به دعا، نماز شب، عبادت، بندگی پروردگار عالم باشیم، معلوم می‌شود در نور هستیم، امّا ما این‌ها را نمی‌فهمیم. اگر ما آن طرف رفتیم، آن‌وقت است که تازه می‌فهمیم چه چیزهایی را مفت از دست دادیم!


آیت‌الله شیخ عبّاس قمی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) موقعی مفاتیح را برای چاپ دادند که بیان کردند یک مرتبه تمام این‌ها را کامل انجام داده‌اند و خوانده‌اند، این نکته مهمی است. یعنی ننوشته‌ام که فقط نوشته باشم، بلکه انجام دادم. برای همین است که اثرگذار است. برای همین است که این همه کتب ادعیّه بود امّا کتاب دعای ایشان در هر خانه شیعه‌ای در کنار قرآن وجود دارد. این لطف خدا به ایشان است؛ چون اهل عمل بودند. ضمن اخلاص فراوانی که داشت امّا گفت: اگر عمل نکنم به چه درد می‌خورد، باید عمل کنم.


فریاد انسان برای از دست دادن لحظات نورانی ماه مبارک در یوم الحسره


عزیزان! این نماز شب، این دعا، این ماه مبارک رمضان را مفت از دست ندهیم، فردا نهم است. فرداشب اگر حیاتی باشد و پروردگار عالم عنایتی به ما کند و به مجلس بیاییم، شب دهم است؛ یعنی درست یک سوم گذشت. تازه به صورت ظاهر روزها به این بلندی است امّا روزهای بلند چه شد؟! یک لحظه چشم باز می‌کنیم که تمام شده است! نمی‌دانیم چه خبر است. آن طرف که می‌رویم آن‌قدر افسوس می‌خوریم که همان‌طور که بیان شده یوم الحسره هست.


آیت‌الله العظمی بهاء الدینی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) می فرمودند: حسرت این نیست که انسان پشیمان شود -این را بنده خودم از دو لب مبارک ایشان شنیدم و نقل قول از زبان دیگران نمی‌کنم - یوم الحسره این است که انسان فردا فریاد می‌زند، جیغ می‌زند، چرا؟! چرا؟! چرا از دست دادم؟! چرا؟! چون تازه می‌فهمد چه خبر بوده، مدام داد می‌زند و فریاد می‌زند. تازه می‌فهمد که ای داد بیداد! چه لحظات نورانی را مفت از دست دادم، عجبا! اسفا! داد می‌زند که چرا این لحظات را از دست دادم. نه این که فقط یک حسرتی بخورد که حالا که گذشت، إن‌شاءالله بعد جبران می‌کنیم. دیگر می‌داند جبرانی نیست. مگر فردای قیامت جبرانی هست؟! چیزهایی دادند که تمام شد. فردای قیامت می‌فهمیم ما هشتمین روز ماه مبارک سال 1433 قمری را از دست دادیم! تازه آن روز می‌فهمیم و داد می‌زنیم.


تازه چه کسانی داد می‌زنند؟ آن‌هایی که خیلی چیزها را انجام دادند. گمان کنم امثال من که همان آن‌جا هم یک نوع مرگ دارند. همان‌طور که می‌گویند در جهنّم انسان سوخته می‌شود و مجدّد زنده می‌شود. یعنی اصلاً دیگر انسان نای فریاد زدن را ندارد. آن‌ها فریاد می‌زنند که چرا کم کار کرده‌اند، امّا امثال بنده که کاری نکردم، بعید است که فریاد هم بزنم. چه فریادی بزنم؟! چه بگویم؟! همه‌اش را باخته‌ام.


در این تأمّل کنیم، یک مقدار همّت می‌خواهد. یک مقدار به این بدن سختی بدهیم. یک مقدار به شب خیزی عادت کنیم. یک مقدار این اعضاء و جوارح را کنترل کنیم تا به ما برای شب خیزی و عبادت خالصانه توفیق بدهند. یک مقدار جدّی جدّی امام زمانی بشویم. آنچه که حضرت می‌گوید انجام بدهیم. ببینیم چه می‌شود. یک مقدار ما به این سمت برویم، تمام است. غافل نشویم.


عرض کردم بیهوده نیست که می‌گوییم انسان این دعای روز اوّل ماه مبارک رمضان را هر روز بخواند، «اللّهُمَّ اجعَل صِیامی فیهِ صِیامَ الصّائِمین». عرض کردم که فرمودند: هر چقدر شما به این دعاها نزدیک هستید، معلوم می‌شود که به آن صیام و ضیافت‌الله نزدیکید. «و قِیامی فیهِ قِیامَ القائِمین» چه شد؟! همه‌اش را خوابیدیم! ساعت ده و یازده شد، رفتیم خوابیدیم! امّا اولیاء خدا بیدارند. البته یک عّده هم تازه بیدارند امّا درد است، مع‌الأسف آن‌ها را مشغول به بازی می‌کنند. نمی دانم گل کوچک و گل بزرگ و گل وسط و ...! چه گلی به سر خودمان زدیم، نمی‌دانم. هیچ گلی هم نزدیم امّا اسمش را گل گذاشته‌اند. گرفتار شدیم! خودمان را بیچاره کردیم! یک عدّه را مشغول به آن می‌کنند و یک عدّه هم فقط می‌خوابند.


«وَ نَبِّهنی فیهِ عَن نَومةِ الغافِلین» ما در خواب غفلتیم. نمی دانیم ماه مبارک دارد می‌گذرد. یک هفته که رفت، فردا شب هم شب دهم است. هیچ، خداحافظ، یک سوم ماه رفت. بیست و نه روز باشد که یک روز هم آن‌طور از دست دادیم. جالب این است آیت‌الله دزفولی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) تعبیر قشنگی داشتند. وقتی این ایّام ماه مبارک رمضان بیست و نه روز می‌شد، ایشان در بالا منبر چندین مرتبه می‌گفتند: امسال که ما خاک بر سریم، یک روز هم کم داریم. حالا تعجّب بود که چطور می‌دانستند که بیست و نه روز می‌شود. چون همان هم می‌شد در حالی که باید هلال ماه شوال دیده شود تا معلوم شود امّا می‌فهمید و زودتر هشدار می‌داد که امسال ما خاک برسریم و یک روز هم کم داریم. این‌ها خوشحال می‌شوند که سی روز شود. ولی یک موقع بعضی از ما خوشحالند که زود تمام شود. آنها طور دیگرند و ما طور دیگر.


خلاصه انسان باید هشیار باشد، بیدار باشد و بداند همه از کرم خداست «بَل لِثِقَتی بِکَرَمِک». بنده تو می‌داند که این کرم توست که او را به این حال توفیق داده و ورود به این ماه پیدا کرده و به دعا خواندن توفیق پیدا کرده و دیگر این که تو صدای او را می‌شنوی و عفو و بخششت شامل حال او می‌شود. می‌داند همه این‌ها از باب لطف و کرم توست و حضرت حقّ کریم است.
 
 
 

 
 ) نظرات شما:
 
 نام
 email
 سايت
 
 نام و آدرس پستي شما محفوظ است.
 
 


نويسنده nastaranesorkh

 



ارسال شده در سه شنبه 31 مرداد 1391برچسب:, - 8:45
نويسنده nastaranesorkh

 



ارسال شده در دو شنبه 23 مرداد 1391برچسب:, - 13:2



نامه ای به خدا
 
خدایا!از پشت تیرگی درون، ناپاکی ضمیر، سیاهی چهره و از ورای تمام نداشته
 هایم تو را می خوانم. تو را که همه چیزی برای من دور مانده از هرچیز.

خداوندا! دیریست صفای باطنی و زلالی درونی که تو ارزانی ام داشتی را در
جوی های ناپاکی دنیا گم کرده ام.
نمی دانم چرا و چگونه؟ نمی دانم کی و چطور؟ اما آنچنان در ظلمت و تباهی
فرو رفته ام که امیدی به نجات و رهایی از هلاکتم نیست مگر این که لطف تو ره
بنماید.
پروردگارا! آن قدر بلندی های دنیا را بیهوده پیموده ام و پستی های آن را
ناشیانه پشت سر نهاده ام که نه معنای پستی می شناسم و نه ترجمان
بلندی می دانم.
بار خدایا! کودک معصوم درون را با طناب شهوت و دنیا طلبی به دار آویختن و
صفای باطن را مصلوب جیفه ی ناچیز دنیا کردن تا کی؟
الهی! از بس دشمن را دوست انگاشتم و ناسره را سره پنداشتم از خویش
بیزارم.
بارالها! دست گداییم به سوی تو دراز است، به لطفت از آن دستگیری می
کنی؟

خدای من! جانم بستان و صفای ضمیرم را به من بازگردان. صفای ضمیری که
روزی همچون کودکی سر به هوا در کوچه پس کوچه های این دنیای پر از
نامردمی گم شد و مرا عمری آواره ی خود ساخت.

خدای من...


آیا می شود دوباره متولد شد؟؟؟؟؟؟؟
 
 
 


نويسنده nastaranesorkh